“ویل گراهام” یک مأمور اف.بی.آی هست،که تخصص و روش ویژهایی در دستگیری قاتلین زنجیرهایی داره. روش اون به این شکل هستش که در دستگیری قاتلین از کمک روان پزشکهای حرفهایی هم بهره میبره. او به کمک “هانیبال لکتر” که روان پزشکی متخصصه در دستگیری قاتلین بسیار موفق ظاهر میشه، امّا چیزی که نمیدونه اینکه خودِ “هانیبال” یک قاتل سریالی بسیار خطرناکه.
این فیلم داستان شخصیتی بدون نام را روایت میکند که با لقب راوی (گوینده) صدا زده میشود. راوی بیشتر از شش ماه است که به بیماری بیخوابی مبتلاست و به همین علت زندگی برایش پوچ و بی معنا شده. او برای درمان به دکتر مراجعه میکند و دکتر به او پیشنهاد میکند که به دورهمیهای شبانه برود تا حالش بهتر شود. شرکت در این دورهمیها واقعا به او کمک میکند و حالش را بهتر میکند تا اینکه سر و کله زنی مرموز به نام "مارلا سینگر" پیدا میشود و باعث میشود تمام اثرات مثبت این دورهمیهای شبانه از بین برود بیماری راوی دوباره بازگردد. یکبار که او به یک سفر کاری میرود در راه بازگشت در هواپیما با شخصی به نام "تایلر داردن" آشنا میشود و هنگام جدایی در فرودگاه تایلر کارتش را به راوی میدهد. وقتی او به خانهاش میرسد متوجه میشود که آپارتمانش منفجر و زندگیاش نابود شده است و به ناچار به تایلر زنگ میزند و آن دو، دوباره با هم ملاقات میکنند. بعد از کمی گپ و گفت تایلر به راوی اصرار میکند محکم به او مشت بزند و تایلر نیز متقابلا اینکار را انجام میدهد و وقتی هر دو میبینند که کتک خوردن باعث لذتشان میشود "باشگاه مشت زنی" را تاسیس میکنند که بمرور باعث اتفاقات عجیبی میشود...
کریس یک جوان آفریقایی-آمریکایی است که برای دیدار با خانواده نامزدش، رز، به خانه شان رفته است. در ابتدا همه چیز خوب به نظر می رسید اما کم کم حرف هایی در مورد اتفاقات رخ داده در آنجا بازگو می شود که ترس را بر دل کریس می اندازد. یک سری حقایقت دیرینه که به طور فزاینده ای نگران کننده است...
یک مبارز سابق یوافسی به نام «الوود دالتون» (جیلنهال) در یک رستوران مأمور حفظ امنیت شده اما دیری نمیگذرد که او متوجه میشود همهچیز آنگونه که به نظر میرسد نیست.
داستان یک کشتی اسرارآمیز متروکه که در نزدیکی یک روستای ماهیگیری رها شده. حالا ارباب یوشی توراناگا به اسراری پی میبرد که ممکن است معادله جنگ را تغییر دهد و دشمناناش را به کلی نابود کند و...
در جریان این فیلم میان دو هیولا عظیم الجثه «کینگ کونگ» و «گادزیلا» نبردی بزرگی شکل میگیرد و در این بین بشریت به دنبال نابودی هر دو آنها و بازپس گیری کره زمین است.